خط داستانی
در سال هزار و نهصد و چهل و هشت جیمز ایگ برای قهرمان همیشگی اش چارلی چاپlin سیناپس یا طرحی نوشت. از بمباران هیروشیما و ناکازاکی عمیقاً آشفته شده، ایگ نیویورک را ویران تصور کرد. در ویرانه ها، پیکره گدای کوچک چاپلین خانه ای در پارک مرکزی می سازد. به تدریج جامعه کوچکی از بیسکنگان around او رشد می کند. برای ایگ، داستانش آزمایش فکری درباره آغاز دوباره پس از فاجعه و فراتر رفتن از نظام سرمایه داری است و اینکه در برابر دنیای فناوری مدرن این کار تا چه حد دشوار است. فیلم بر سفر خیالی او و معنای آن برای امروز تمرکز دارد.