خط داستانی
گروهی از نوجوانان خلافکار به کار در برنامه خدمات اجتماعی محکوم میشوند، در یکی از غیرمنتظرهترین موقعیتها پیوندی صمیمی تشکیل میدهند. هرچندوقت از طبقههای اجتماعی مختلفی میآیند، حلقهای نزدیکی میسازند زیرا در مییابند که علاقههای مشترک زیادی دارند. دنی به دختری صریح به نام لولا علاقهمند میشود که خودش را پسر میبیند؛ آنچه از یک سوءتفاهم آغاز شد به چیزی جدی تبدیل میشود و دنی عمیقا درگیر میشود. راوی پسری جدید دارد که با او آشناست اما تصمیم دارد رابطهاش را پنهان نگه دارد. الکس به دنی علاقه دارد ولی نمیخواهد این را بپذیرد، اما با دیدن توجه دنی خشمگین میشود. با وجود همه رازها و دروغهایی که از هم پنهان میکنند، همه آنها مجبور میشوند به مسئولیتهای خود بازگردند و درباره انتخابهای خود بازنگری کنند.