خط داستانی
در شب کریسمس، یک پیرمرد خسیس به نام ابنیزر اسکروج توسط روح شریک سابقش، جیکوب مارلی، ملاقات میشود. شریک درگذشته در زمان حیاتش به اندازه اسکروج کنونی خسیس و بدخلق بود و او به اسکروج هشدار میدهد که راههایش را تغییر دهد یا با عواقب آن در زندگی پس از مرگ روبرو شود.