خط داستانی
ترکیبی از غیر داستانی و داستانی، سفرهای بیباك و گفتگوهای بیپروا را دنبال میکند: اینکه چرا زنان باید همیشه زندگی دوگانه را به دوش بکشند و فیمنیست بودن را بدون اظهار حقیقت بیان کنند. اگر فمینیسیم شیوه زندگی ما را تغییر میدهد، آیا معنای فمینیسیم را در زندگی خود تغییر میدهیم؟ بیباک به اتاق گفتوگوی فمینیسیتی که با زنانی سخنگو پرشور پر شده است بازمیگردد تا به پرسشها و بحثها ادامه دهد و آنچه میبیند و حس میکند را به طور مداوم زیر سوال ببرد. در پایان آیا او دچار تردید میشود یا آن را میپذیرد؟ آیا تصمیم میگیرد لقب «فمینستی» را به عهده بگیرد یا این برچسب در این دوران پسامدرن بیاهمیت است؟