خط داستانی
نانجو میکیسابورو یک سامورایی جوان است که سعی دارد خانواده ویران شدهاش را به شکوه گذشتهاش بازگرداند. او با تحقیر و بیاحترامی ساموراییهای رده بالا روبرو میشود و خود را به راه جنگجو اختصاص میدهد و هنرهای ادبی و رزمی را میآموزد. دختر استادش، کورههشی جوپیتا، میسائو، به میکیسابورو احساس میکند که با وجود تحقیر ساموراییهای متکبر، به افتخار خود پایبند است. او با او همدردی میکند و او را تشویق میکند. اما این همدردی عشق شدیدی را در میکیسابورو نسبت به او شعلهور میکند.