خط داستانی
زمانی که کنی شارف در اوایل دهه 1980 به نیویورک رسید، به سرعت با کیت هارینگ و ژان میشل باسکیات آشنا شد و دوست شد؛ در آنجا، در میان هیاهوی خلاقانه یک صحنه افسرده در مرکز شهر، این سه نفر به زودی نحوه تفکر ما درباره هنر، جهان و خودمان را تغییر دادند. اما بر خلاف هارینگ و باسکیات که هر دو به طرز غمانگیزی جوان مردند، کنی از تغییرات فاجعهبار در ایست ویلیج و همچنین ویرانیهای ناشی از ایدز و رکود اقتصادی جان سالم به در برد. 'وقتی دنیاها به هم میرسند' درباره هنر سرگرمی، زندگی کردن به صورت پرصدا، با وجود موانع، و درباره دیدگاه هنری خاص کنی شارف است که خودساخته، با کیفیت بالا و رنگارنگ است.