خط داستانی
برای مارکو زندگی بیشتر با پیتزاهای یخ زده و درد کمر سپری می شود برای سی ساله مرد بیوه با بار کار frozen goods برای شرکت ایسلند تا درهای ورودی مشتریان پیرش را جابجا می کند وقتی بازنشستگی زودرس به دلیل بیماری برای او رقم می خورد زندگی اش تزلزل می یابد هدف اصلی او این است که پسر تحصیل کرده اش روزی وضعیت بهتری داشته باشد کارهایی مانند وکیل یا قاضی برای او بهتر است اما از کار با نام پلاک فرار می کند ناگهان بیماری یکی از مشتریان زن به روشی ناخواسته مدل کسب و کار جدیدی را برای مارکو باز می کند هرچند همسایه ها نمی توانند به این موضوع بی تفاوت بمانند و پسرش نیز از آن باخبر می شود خانه پازل مارکو در حال فروپاشی است و او در نهایت با علاقه به رولند کایسر در بار روبه رو می شود