خط داستانی
داستان گریس است که هنوز با ناپدید شدن دخترش در پنج سال گذشته دست به گریبان است و همسرش لوکاس درگیر غم بیدست است. آنها دیگر ارتباط برقرار نمیکنند. وقتی گریس با مجموعهای از امورات کوچک و طنزهای عجیب در آپارتمانش روبهرو میشود، لوکاس هم از انجام سادهترین کارهای روزمره ناتوان میشود. وقتی اتفاقی واقعاً دلخراش رخ میدهد، عمیقترین واکنش اغلب بیگفتار میماند.