خط داستانی
جاج وانت در روستایی در پنجاب هند زندگی مرفه دارد و با خواهرش و مادر بیوه است. او با تقاطع بین لجند Thanedar کیشانچاند آشناست و میداند که هر دو لاقد و کیشانچاند به یکدیگر علاقه دارند. او با کیشانچاند در مورد این اتحاد صحبت میکند و با اجازهٔ او نامزدی آنان را ترتیب میدهد و همچنین برای proposing ازدواج با محبوبهٔ خود شمو که با دو برادر و همسر برادرش زندگی میکند آماده میشود. در روستا مسابقه سالانه کبوتر است. جاشوانت برنده میشود اما رقیبش ترهو خشمگین میشود و با شلیک کبوترش را میکشاند و دوستش ساکا سینگ مردی فاسد در ایستگاه پلیس جاشوان را بازداشت و به شدت کتک میزند. وقتی ساکا بالاخره جاشوان را آزاد میکند، ترهو و پدرش جهایلدهارا ناراحت میشوند