خط داستانی
دو فرد جوان مترقی در اوایل دههٔ شصت با هم زندگی میکنند. زندگیشان حولِ فعالیتهای سیاسی، اقدامات ضد هستهای، عشق، سفر، موسیقی، داروها و شعر میگردد و مسائل مهمی را که به آنها باور دارند دربر میگیرد. با وجود این تمام این جنبشها و حرکتها، آنها از هم فاصله میگیرند و داستانشان به شکل ناخوشایندی پایان مییابد. یکی از دو نفر، آیِک اسکلو، نخستین خوانندهٔ شاعرانگیِ بیتی در دانمارک، در هند در سال ۱۹۶۸ خودکشی میکند. دیگری، ایبن نغل راسموسن، بازیگر اُدین تیاتری از سال ۱۹۶۶، به زندگی امروز خود میاندیشد و از طریق شخصیتهای نمایشهایش با رویاها و رویدادهای آن زمان مقایسه میکند.