خط داستانی
وقتی مِرت خبر مرگ پدرش را می شنود به سرعت میخواهد به اَدانا برود. از ترس پرواز با هواپیما تصمیم میگیرد با خودرو سفر کند. در ایستگاه بنزین حین توقف متوجه میشود ماشینش دزدیده شده است. در همان حین، ییگیت فهرستی را که پدرش به او ارث گذاشته بود، میبیند که هفت ماه پیش بوده است. ییگیت در مسیر به نقاطی میرسد، فهرست را کامل میکند و برای کانال یوتیوب ویدیو میسازد. اما یک شرط مهمی روی فهرست وجود دارد. پدر ییگیت، رض با گفتن اینکه تنها نرو، هیچگاه این را نگفته بود.