خط داستانی
بریان گود و خواهر کوچکترش کِندرا در خانهای ساده در مریلند زندگی میکنند و رازی را پنهان کردهاند. هر دو عضو کیش جادوی سیاه هستند. وقتی مردی مرموز به خانه کناریشان میآید، خواهران به همسایه جدیدشان که زندگی پنهانی دیگری هم دارد مشکوک میشوند. نمیدانند آیا او دیوانهوار میخواهد از آنها باخبر شود یا نقشهای در کار است، بنابراین خواهران باید تمام قدرتهایشان را به کار بگیرند تا با مرد رو به رو شوند.