خط داستانی
کارمند ارشد صبحگاهی در اتاقی به شدت عزلتنشین پیدا میشود؛ درها از داخل قفل است، نگهبانان مسلح در کنار در. بازرس اوضاع را عجیب میبیند زیرا ظاهراً در زمان ضربه زدن به قلبش کسی آنجا نبوده است. بهزودی مشخص میشود همسر او در قفسی نگه داشته میشود. بازرس میخواهد با او ملاقات کند و او میگوید در واقع همسر رئیس دفتر نیست، اما با همسرش که توسط رئیس دفتر کشته شده به کاخ آمده بود.