خط داستانی
سوفیا، دختری جوان، مبتلا به سرطان است. دوستش آنتونیا برای دیدن او به آپارتمانش میآید تا با او همراهی کند. سوفیا از بیماری فرار میکند اما آنتونیا برای این کار مایل نیست. رابطهای عجیب و مبهم بین آنها شکل میگیرد که تحت تأثیر وزن وضعیتی است که با آن روبه رو هستند. با این حال سوفیا رازی را پنهان میکند و وقتی آنتونیا آن را فاش میکند، هر چند دردناک است، وضعیت را آرام نمیکند.