خط داستانی
داستانهای گسسته جمعی از گروهی از مردم است. علی صاحب فروشگاه مواد غذایی است و تنها زندگی میکند. او از یک وامدار رباختر وام گرفته است و بارها برای بازپسگیری بدهیاش مراجعه میکند؛ اما راهی برای پرداخت آن ندارد. آیِتِن پس از سالها کار به عنوان خواننده در کلوپهای شبانه به ازمیر میآید و از فروشگاه علی خرید میکند. آیِتِن و علی با هم دوست میشوند. علی و شاگردش وامدهندگان را میکشند. عشقین همسایه آیِتِن است و در کلوپ شبانه کار میکند. پسری به نام جِم عاشق عشقین است. شبى، او و دوستش به کلوپ شبانه حمله میکنند تا عشقین را اختطاف کنند. عشقین فرار میکند و به منزل آیِتِن پناه میبرد. عشقین سعی میکند از شهر خارج شود. در این میان شاگرد علی ناپدید میشود.