خط داستانی
ادی و رانندهاش به کمک لوئیز و خدمتکارش، کوریند، میآیند که اتومبیلشان خراب شده است. لی به زودی اوضاع را درست میکند و کوریند موهای پفدارش را با موهای او در هم میآمیزد. ادی به طور طبیعی با لوئیز همراه میشود و کارتها رد و بدل میشود. وقتی به خانه میرسند، پدر بر روی تماس احتمالی وکلای جوان بیپول ویتو میگذارد، زیرا او یک مرد با عنوان برای داماد میخواهد. یک شب پدر به باشگاه میرود و با لرد چستر آشنا میشود و از او میخواهد که تماس بگیرد. در حالی که پدر سرگرم است، ادی به دیدار لوئیز آمده و از وقتگذرانی با او لذت میبرد. کوریند لی را میبیند و او را به خدمتکار و آشپز معرفی میکند و همه خوش میگذرانند. روز بعد لرد تماس میگیرد، اما لوئیز هیچ علاقهای به شخصیتهای با عنوان ندارد و ادی در بیرون بوق اتومبیلش را به صدا در میآورد.