خط داستانی
ساکورانو دختری به نام کیمیکا را نقش میآفریند که در اتاق دیگ در پنهان به زنجیر بسته شده و نمیداند چگونه به آنجا رسیده است. به زودی مردی غول پیکر با ماسک و با استفاده از صدای تغییر دهنده ترسناک به سوی او میآید. دختر فرزند دايسکه، رئیس مؤسسه پیمانکاری عمومی است. دايسکه با معشوقهاش مشغول است و متوجه گم شدن دخترش نمیشود. با تهدیدی که به او میرسد، رفتهرفته رابطهای بیمارگونه در او شکل میگیرد. انگیزه آدمربا چیست؟ شکل واقعی او چیست؟ در زیرزمین ساختمانی، جنون با فرومایی هم میآمیزد.