خط داستانی
«گاهی در زندگی» داستان زندگی براییل و راب است. براییل در میان تمرکز روی حرفه نوپای مد خود و احساس ناامني نسبت به رابطه با دوستدخترش از روی تمایل به جذاب بودن دست و پنجه نرم میکند. راب، مردی در دهه سی که خیلی متشخص نیست و شغل ندارد، به تازگی پدرش را از دست داده و به دنبال یافتن معنای واقعی زندگی در سبک زندگی بدون انگیزه خود است. وقتی این دو بهطور غیرمنتظرهای به هم میرسند و دوستی غیرمنتظرهای را آغاز میکنند، متوجه میشوند هر دو در زندگی گم شدهاند — اما آیا میتوانند به یکدیگر کمک کنند تا دوباره سر جای خود قرار گیرند یا تنها مسیر خود را گمتر کنند؟