خط داستانی
این مستند بیننده را به روستای لهستان در اواخر دههٔ شُصت تا میانهٔ دههٔ هفتاد میبرد. آندژِی، لِشِک، یوژِنیس، ریشهارد و یِرزی، جوانانی هستند که آرزو دارند همسر خود را بیابند. شخصیتهای اصلی فیلم آگهی در روزنامهها میدهند و صریح و بیپروا دربارهٔ جستجو و دوگانگیهای درونیشان صحبت میکنند. تصویر با بیانات والدینشان تکمیل میشود که با عشق به تلاش پسران برای پایهگذاری خانواده مینگرند، اما نگرانی نیز دارند. فیلم به مشکلاتی که کشاورزان با آن روبهرو هستند نیز میپردازد—نه فقط عشق، بلکه کار سخت در زمین نیز انتظار کسی که دلشان کرده را میکشد. «یا ازدواج کن یا این مزرعه را ترک کن»، «در مزرعه چه میشود کرد؟» — اینها عباراتی است که شخصیتهای فیلم آن را بیان میکنند. روستا جایِ زندگیِ تنها نیست.