خط داستانی
روایتی خیالی از ژان ژنِه، شاعر و رئیس اعظم شرارت. «انقلاب را به خودم اجازه میدهم» این چنین گفت ژان ژنِه در سال هزار و نهصد و هفتاد و پنج. متولد پاریس، در مدرسهای تأییدشده رشد کرده، پدری و سارق و در نهایت به زندان رفتن و اخراج از پنج کشور اروپایی. رمانهایش حماسهای از زیبایی زهرآلوداند و نمایشهایش مراسمی تاریک از سرکوب است که هر کس نقش تحمیلشده از سوی دیگران را بازی میکند.