خط داستانی
ارل از این که والدینش اصرار دارند با دختری که خودشان انتخاب کردهاند، ازدواج کند، disgusted است. او کتابی به نام "زمانی که شوالیهها شجاع بودند" را میخواند و فقط آرزو میکند که ای کاش در "زمانهای قدیم" زندگی میکرد، زمانی که میتوانست برای "عشق خانمش" بجنگد.