خط داستانی
ریچارد و کیت همه چیز را از دست دادهاند: کار، خانه، سبک زندگی. حالا با هر آنچه دارند در ماشین قدیمیشان به سمت کلینولِوِل میروند تا برادر ریچارد فرصتی دوباره برای شروع به آنها بدهد. اما سفر آسان نیست و وقتی طرح قرض گرفتن از دوست قدیمی با شکست مواجه میشود، ناچار میشوند به دنبال کمک از معشوق سابق کیت بگردند. آیا این واقعاً فرصتی برای کنار گذاشتن گذشته است یا کاتالیزوری برای تغییر بزرگ در زندگی؟