خط داستانی
کیلـی در نَسَبِ احساسات گام برمیدارد که از پایانِ هفتهای پر از اشتیاق به یافتنِ معنا در مراسم تشییع پیکر نامزدش، میکی، میرسد. در کنارِ دوستان و خانواده، سوالی که ذهنِ همه را درگیر کرده این است که واقعاً چه اتفاقی برای او افتاده است؟ کارفرمایِ میکی گمان میکند که احتمالاً عملِ خلاف رخ داده و از این میپرسد که آیا کیلـی و بهترین دوستش، لیـز، پشتِ همهچیز نیستند. اوضاع از اینجا به عقب مینشیند چرا که تمامِ گروهِ نقشآفرینان درمییابند چقدر اسرار در پستوهای هرکسی وجود دارد.