خط داستانی
سوزای هجدهساله روی تختخوابش، در میان کتابهای موسیقی جاز، لباسهای کثیف و سیبزمینی سرخ کرده، فقط میخواهد تنها باشد. گیتار قرمز محبوبش که از پدرش به ارث برده، به یادآور بیامان شکست تبدیل شده است. اما کنارهگیری اجتماعی وقتی آسان نیست که با مادری سلطهجو، بهترین دوستی که در باجگیری مهارت دارد و یک پیرمرد دیوانه که دقیقاً بیرون پنجرهات فحاشی میکند، عذاب بکشی.