خط داستانی
او همه چیز را دارد که سرنوشت خواسته و او توانسته گسترش دهد زمین های حاصلخیز تا چشم کار می کند دام و نوشیدنی های استثنایی و سیگارهای کهنه شده در سفرهای طولانی کشتی ها که مستقیما از کارائیب به ویژه کوبا می آیند او از همه اینها در خانه روستایی مرفه اش با همسرش و دو فرزندش که بسیار دوستشان دارد اما گاه آنها او را مختل می کنند تا از این لذت ها بهره برند به رویاهای سعادتمندانه ای از روزگار گذشته که به ناگاه در خانه خدمتکار در مزرعه او را در می یابد اشاره می کند اما ازدواج کرده است با مردی خطرناک