خط داستانی
میلیاردر کلارنس مارتل همه چیز را دارد اما آنچه میخواهد جاودانگی است برای تحقق پیشگویی تاریک با میکی گود به شرط یک کار شبیه به نوشتن نقشه با یک شب سود میبرد آنها سهیم میشوند و با برادرش پُل در خانهای کهن مراسمی با عنوان ترسیم سایهها انجام میدهند و ارواح تاریکی را آزاد میکنند بچههای دوستان با طوفان از جاده جدا میشوند و به خانه میروند تا در تلهای که به دامشان انداخته شدهاند بقا پیدا کنند بازی ترسناکی از گربه و موش با ساکنان قاتل خانه را آغاز میکنند