پدنتی آلودودو
Peddinti Alludu
راجا که جوانی دانشگاهی بیپول است با مادرش که بیماری قلبی دارد و به عمل جراحی نیاز دارد. از فقر به قصد درمان مادر به حیدرآباد میرود و به دنبال کار میگردد. در راه با معلم بازنشسته موسیقی به نام سرینواس راو در قطار آشنا میشود که قصد دارد به عنوان استاد تدریس در جزیره استیت مشغول به کار شود. در هنگام پیاده شدن، بین جا به جا شدن چمدانهایراجا و سرینواس راو عمل جراحی در هماهنگی انجام میشود. به دلیل وضعیت بحرانی مادر راجا به جایگاه یک پیرمرد بدل میشود