خط داستانی
این داستان حاسم جوان، پسر یک شیخ قدرتمند است که در آغاز هجرت اتفاق میافتد. وقتی عموی جوان به قتل میرسد، حاسم تصمیم میگیرد به مکه برود تا قاتل را پیدا کرده و مجازات کند. اما آنچه او در آنجا کشف میکند، نه قاتل بلکه پیامبر محمد است. با لمس رحمت، حاسم به دین جدید ایمان میآورد و به روستای خود برمیگردد تا این ایمان جدید را ترویج کند. این موضوع مورد پسند پدرش نیست، زیرا دین اسلام با حقوق و امتیازات فئودالی مخالف است. شیخ خشمگین پسرش را نفرین کرده و شروع به آزار و اذیت مومنان جدید میکند.