Das Glück ist eine Katze
فیلم خوشی همان گربه است
فریدو شولز و روها شَتزایلین از دوران دانشجویی با هم آشنا هستند. اما در حالی که روها به عنوان وکیل کار میکند، فریدو مغازه برقی پدرش را اداره میکند. از آن زمان تا کنون آنها مانند گربه و سگ با هم بودهاند، هرچند همسایهاند و همسر فریدو، هانی، بهترین دوست روهاست. اما سپس هانی میمیرد. مرگ ناگهان او روابطشان را به عنوان همسایهها تشدید میکند. اتهامات فریدو علیه روها به اوج میرسد وقتی او او را به جرم سرقت به دادگاه میکشاند: او به خاطر سرقت گربه کوچک سیاهش که یک شب به سوی او فرار کرده بود، متهم است.