وانگ تات لونگ بیست سال است که در هنگ کنگ هدف تعقیب سهادها قرار گرفته و به بازار سیاه تورنتو مهاجرت کرده است و بیست سال است که بدون کارت هویتی در آنجا میماند. او به گروهی پیوسته و از کار به عنوان قمارباز بازار سیاه درآمد زیادی به دست آورده است. او بیست سال است که به هنگ کنگ بازنگشته و وظایف پدری خود را انجام نداده است. دخترش وانگ سیو مینگ از او متنفر است، اما به دلیل سپردن مادر درگذشته به او، باید به تورنتو برود تا پدرش را ببیند. برای دیدن فرزندش، لونگ خانهای بزرگ میخرد و در یک معامله کوک شرکت میکند تا به او پولی بدهد، اما معامله به هم میخورد و توسط پلیس کشف میشود. لونگ حتی به تونی، یک خلافکار، خیانت میکند و توسط او تعقیب شده و کشته میشود. اما ویدئویی از قتل تونی وجود دارد. تونی سپس سونگ میینگ و دستیار لونگ، فُو چای را تعقیب کرده و میکشند و فُو چای و سونگ میینگ مجبور به فرار میشوند و با تونی در نبرد میافتند.