این داستان در سال 1995 اتفاق میافتد. ماahir، یک پناهنده 38 ساله از بوسنی با تاریخچهای ناشناخته، در هتل پولا زندگی میکند که به یک مرکز پناهندگی تبدیل شده است. روزهای او یکنواخت و خالی است و تاریخچهاش ناشناخته مانده است. جرقهای از زندگی زمانی به وجود میآید که اونا، یک دختر جوان از پولا، به او جذب میشود. تا اینکه گذشته به سراغش میآید.