خط داستانی
روزها ریچارد هیگ استاد انگلیسی موفق و محبوب دانشگاه ترینیتی در کمبریج است. شب ها با دانشجویان زیبا رویای عاشقانه میبیند. اما ریچارد از بازی خسته شده و به دنبال معنای عمیق تری است. وقتی کِیت، دوست دختر آمریکایی ۲۵ ساله او که برنزه و ورزشکار است، به او میگوید باردار است، او از داشتن خانواده و پدر شدن هیجان زده میشود. او به داشتن خانوادگی فکر میکند که فرزندانش به او افتخار کنند، نه یک شکارچی سکس محور. تنها یک مشکل وجود دارد: ریچارد با کِیت عاشق نیست، او با خواهر کِیت یعنی اولیویا عاشق است و از همان نخستین دیدار به این عشق دل بسته است.