خط داستانی
پسری توسط مادرش به رختخواب فرستاده میشود، اما وقتی او اتاق را ترک میکند، پسر کتابی را بیرون میآورد. در حال خواب رفتن، او شروع به رویا دیدن میکند. دیوار پشت سرش به یک صفحه نمایش تبدیل میشود، با پرترهای از ژول ورن. پسر آسمان شب پرستاره را تصور میکند، با دنبالهدارهایی که از کنار میگذرند. گوندولای یک بالن در بیرون پنجرهاش پارک میکند. او سوار میشود و به سمت آسمان و بندر بالا میرود.