ملاتی وان آغام (I و II)
Melati van Agam (I and II)
داستانی که به رومئو و ژولیت شباهت دارد در غرب سوماترا اتفاق میافتد. زیبایی نورما او را به عنوان ملاتی وان آغام (یاسمن آغام) شناخته میکند. او عاشق ایدروس میشود و این احساس متقابل است. بدون اینکه عاشقان بدانند، والدین نورما پیشنهاد ازدواج نذاریودین را قبول میکنند. نذاریودین مردی ثروتمند است. پس از ازدواج، نورما به کتا راجا (بندا آچه) منتقل میشود. مدتی بعد، ایدروس بیمار میشود و در قلعه کک (بوکیت تینگی) فوت میکند. اما شک نذاریودین به اینجا ختم نمیشود. او ادعا میکند که بچهای که نورما در شکم دارد، فرزند ایدروس است. این ادعا نورما را شرمنده میکند. او خودکشی میکند و در کنار قبر ایدروس به خاک سپرده میشود.