Night, Birds Scream
فیلم شب، فریاد پرندگان
شینایچی در جوانی به عنوان رمان نویس کار خود را آغاز کرد، اما حرفه او برای سالها راکد مانده است. او همچنین از دوست دخترش جدا شده است. روزهای او اکنون تاریک شده است. در این زمان، یوکو و پسرش به خانه شینایچی نقل مکان میکنند. یوکو همسر سابق دوست شینایچی است. شینایچی به آنها اجازه میدهد در خانهاش بمانند. شینایچی هر شب رمانش را مینویسد، در حالی که یوکو شبها برای قرار گذاشتن با مردان از خانه خارج میشود. او با احساساتش درگیر است تا هم والد قویای باشد و هم با تنهایی غیرقابل بیانش کنار بیاید. پسر یوکو، که فقدان حضور پدرش را احساس میکند، شروع به تحسین شینایچی میکند. با این زندگی مشترک، شینایچی و یوکو سعی میکنند از یکدیگر فاصله بگیرند. اما یک شب... اقتباس شده از داستان کوتاه "شب، فریاد پرندگان"