آسایش آلمانی
German Comfort
وقتی دیوید برای کریسمس به دیدن خانوادهاش میرود، مواجههای خانوادگی از نوعی بهخصوص شیطانی در انتظار اوست. با طعنه در شب کریسمس، او درمییابد که خانوادهاش تمامی احساس عشق برادرانه و ارزشهای لیبرال را رها کردهاند. آنها میترسند. از تغییر میترسند، میترسند که چیزی از آنها گرفته شود. دیوید نمیتواند صحبتهای نژادپرستانه پنهان را تحمل کند و با والدینش درگیر میشود. این واقعیت که پدرش، همان کسی که همیشه به او احترام میگذاشته، اکنون در حال انتشار تبلیغات راستگرایانه است، او را شوکه میکند. دیوید نمیتواند به سادگی از کنار آن بگذرد.