خط داستانی
وقتی مشت جعبه طلایی پدید آورد، به بزرگترین ستاره پورن دهه هفتاد تبدیل شد. اما در دهه هشتاد در آستانه اخراج از یک واحد استودیو فرسوده است، در حالی که پشم طلایی و جذبه اش را از دست داده است. وقتی گنگی به نام سوبرفلاي وارد کافه ای میشود که مشت در آن کار میکند، مغز افراد مشتریان را میدزدد، مشت و دوستانش برای دفاع از خود میجنگند و این آغاز سفری پرهیاهو است که نقشه ای برای فروش گوشت پر از استروژن را افشا میکند که مردان را به ناتوانی وا میدارد