دوست دارم تو آفتاب است
I Love You Where the Sunny Days Are
ماتی با جولیای خود، که اکنون در مکانی دور و سرد زندگی می کند، دوباره دیدار می کند. در آنجا با فقدان هویت و امکان بازگشت به خانه روبرو می شوند.