خط داستانی
معلم جوانی به نام سیبِل فِرهرا از اوتشودورن که می خواهد با تمام توانش پروژه اش را در مدرسه روستایی کالفیسکراول به موفقیت برساند. سیبل در آرزوی ایجاد مرکزی امن برای کودکان محلی است اما رویاهایش با مشکلاتی مواجه می شود؛ زمین کالفیسکراول برای فروش است و خریداران احتمالی علاقه ای به پروژه او ندارند. حتی نامزد ثروتمندش، مزرعه دار شترمرغ، به کار و آینده کودکان بی توجه است. سپس فرانِس کوتزه به داستان می پیوندد؛ کارگردانی با قلبی شکسته که برای ساخت مستند درباره کارهای ارتقای اجتماعی در این منطقه به Klein Karoo آمده است تا شاید از زنان، عشق و بار سنگین آن فراموش شود.