رهبر دلتنگی مه چاره ای ندارد جز مأموریت نهایی به فرمان یک کشتی باری کهنه. خدمه کوچک کشتی که در فضای عمیق با زندگیهای ناامید روبهرو هستند سعی میکنند مأموریت موفقی انجام دهند اما کشتی تصمیمهایی از خود دارد. به زودی حادثه ای درون کشتی سبب انحراف به سمت سرزمینی دورافتاده با پایگاه شهابسنگی متروک در ناحیه فراموششده سامانه خورشیدی میشود. آنها به زودی درمییابند مستعمرهای مملو از فرقهای اسرارآمیز و شوم وجود دارد که نقشههای تاریک برای زمین در سر دارد. امید خدمه به پناهگاه در خواب برساموس خیلی زود به خطر میانگیزد و آنان برای بقا در برابر مستعمرهنشینان و سرنوشت نهایی بشریت مبارزه میکنند. حقایق هراسآور درباره پایان زندگی بر زمین به زودی ناخس به سرپرست کشتی میزند تا با عذاب شخصی خود روبهرو شود و به نتیجهای strawیافته و هیجانانگیز منتهی شود.