خط داستانی
ولفگانگ، پسری نه ساله با ضریب هوشی صد و بیست و پنج، پس از درگذشت ناگهانی مادرش مجبور است با پدرش کارلس که هرگز او را ندیده زندگی کند. او تنها یک وسوسه دارد: فرار به پاریس برای تحصیل در آکادمی گرایمالد و تبدیل شدن به بهترین پیانست جهان. اما آنچه ولفگانگ نمی داند این است که بزرگترین چالش در برابر اوست و آن سازگاری با پدرش است.