خط داستانی
باسکول دلاک میلانار به عشق آرانکا دل می بندد اما مادرش به این عشق راضی نیست زیرا آرانکا جادوگر است در جشن شبانه وقتی جوانان از آتش می پرند آرانکا گم می شود در آن زمان استاد جان در کوه و بیابان گم می شود و شعله ای روشن او را می بیند و او را به خانه می آورد آرانکا دوباره به زندگی باز می آید در این مدت معشوقش بیهوده به دختری که سال می شود می گردد دنبال او آیا دوباره با هم خواهند دید؟