بیخبر از یادهای دنیوی، یک تازهرسیده در جهان پس از مرگ با تلاش برای بازگرداندن گذشته روبهرو میشود در این خیال شاعرانه که بازتابی تاریک از آمرزش شخصی در سایهٔ گذشتهٔ خشونتآمیز کنیا، فرار از واقعیت است. تصور کنید روزی در عرصهای خشک و بیجان بیدار میشوید. فراموشی شما را از مکان، هویت و چگونگی رسیدن به اینجا بیاطلاع میکند. جمعی اندک از غریبهها شما را به سوی تفرجگاهی کنار آب میبرد و به شما حقیقت این واقعیت تازه را مینمایاند. شما مردهاید. و این جهان پس از مرگ است. این همان اتفاقی است که برای کالهچِه، با بازی نیوکا بی گتهیگا، در صحنه افتتاحیهٔ رمزآلود فیلم نخست مبیثی ماسیا رخ میدهد.