بی سِیک پادا لانگِت
Bisik Pada Langit
واک سلمات پدر کِش سیتی حاجار است. او برای تحقق رویاهای دخترش دست به هرکاری میزند. برادرانش نیز آمادهاند تا آینده خود را قربانی کنند تا خواهرشان بتواند تحصیل کند. خانواده به او شور و امید زیادی دارند تا اینکه سیتی بالاخره به پرث استرالیا میرسد. اما هنگامی که سیتی در حادثهای درگیر میشود و واک باید راهی بیابد تا به دخترش که در کماست رسیدگی کند، اوضاع دگرگون میشود.