اریما داستان چهار زن و یک دختر است که وجودشان با ورود ناگهانی دو غریبه مختل میشود. یکی از آنها در حال فرار از دیگری است و مانند موجودی فراری در شهر پرسه میزند، حضوری شبحوار با وجودی نامشخص. شخصیت دیگر —مردی زخمی که اسلحهای به همراه دارد— به طرق مختلف زندگی زنان را مختل خواهد کرد. کل داستان در مرز باریک بین واقعیت و تخیل، بین رویاها و کابوسها، ترس و خواستهها، در داستانی پوشیده از رمز و راز اتفاق میافتد.