با چالشها و موانع زندگی مواجه شده، جامعه نزدیک به هم است-ادلین همیشه متحد باقی مانده است. اما این بار در شوک است و باید با وضعیتی روبرو شود که ساکنان را با تناقضاتشان مواجه میکند. در مرکز این رسوایی، مگالی، یک نوجوان با لبخند کودکانه، مانوئل، فرزند خوانده شهردار نمادین روستا، و ایزابل و شانتال، مادران محافظ اما شاهدان ناتوان یک تراژدی پیشبینی شده هستند. در است-ادلین، ظاهرها فریبندهاند و لایههای یک پوشش اجتماعی به دقت نگهداری شده در نهایت ترک میخورد و ماهیت واقعی ساکنان این شهر کوچک و آرام را آشکار میکند.