ولتاژ
Voltage
لیزی عاشق برنهارد است اما برنهارد مردد است. لیزی سگ برنهارد را که گاهی مراقبت میکند، بازمیگرداند و مدتی طولانیتری میماند. لیزی با نمایش حرکات کونگ فویی به برنهارد نشان میدهد که تا چه حد میتواند نتوار رفتار کند؛ آنها به همدیگر جلب میشوند و با وجود اینکه بهنظر نمیرسد، لیزی شرمگین میشود. همان شب، برنهارد از او میخواهد او را به مهمانی خارج شهر برساند و سفری پرتنش آغاز میشود.