آرد
Harina
رابرتو یک حرفهای کارمند از طبقه متوسط است که در تلاش است تا در میان بحران ونزوئلا و هایپر اینفلاسیون زنده بماند و از مادر بیکار خود مراقبت کند. زمانی که او از او میخواهد که آردی برای کیک تولدش بخرد، بحثی به وجود میآید. در تلاش برای جبران، او به بازار سیاه روی میآورد تا غذای کمیاب بخرد، اما در غارتهای خشونتآمیز یک بازار گرفتار میشود.