گوران در هجده سالگی از مقدونیه به ایتالیا میآید. او در مدت کوتاهی اعتماد بسیاری از تولیدکنندگان شراب بارولو را جلب کرده و شروع به تأمین نیروی کار برای آنان میکند. کارگران مقدونی او را «کابوی» صدا میزنند. او امروز در گوونه زندگی میکند و یک خانه روستایی ساده را با دوست دخترش آنتوانتا اجاره کرده و تقسیم میکند. او نگران است چون پس از سالهای موفق، همه چیز شروع به اشتباه پیش رفتن کرده است، شاید زندگی برای یک مقدونی در ایتالیا کمی دارد سخت میشود. وقتی به نظر میرسد راه گریزی نیست، او تصمیم میگیرد سفری به عقب، به سمت شرق، به سوی خانه را آغاز کند. اما به نظر میرسد مقدونیه نیز او را پس میزند.
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.