الیا با بیماری جدی زندگی می کند که پوست او را بسیار شکننده کرده است او نیازمند مراقبت و پایش مستمر است مادرش تصمیم می گیرد با بند اسماش بند پوششی متصل به تبلتش فراهم کند تا بتواند داده های سلامت دخترش را پیگیری کند اما الیا در chauss می شود از پوشیدن این «سزاوار» نگران است در یک روز خانوادگی در پارک او پیشنهاد بازی را می دهد و به منظور فرار از بندها به جنگل فرار می کند